الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

131

إرشاد القلوب (فارسى)

و منقولست كه پرسيدند از احنف بن قيس « 1 » حلم و بردبارى را از كه آموختى ؟ گفت : از قيس بن عاصم المنقرى « 2 » كه روزى مهمان داشت و كنيزش گوشت‌كوب آهنى در دست داشت و ناگهان از دستش رها شد و بر سر فرزند كوچك قيس فرود آمد و در همان دم جان سپرد و كنيز سخت مضطرب گرديد ، قيس گفت ترس و واهمه نداشته باش و تو را در راه خدا آزاد كردم « 3 » . و فرمود : نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم همانا اموال شما آنقدر گنجايش ندارد و نميتوانيد كه با مال بمردم كمك كنيد ، پس با آنها با گشاده‌روئى و حسن خلق سخن بگوئيد ( تا دوست واقعى و حقيقى شما شوند ) . و فرمود : سه نفر را نخواهى شناخت مگر در سه وقت ، حليم و بردبار را در وقت غضب كردن ، شجاع را در وقت جنگ نمودن ، و دوستان خود را هنگام حاجت خواستن تو از ايشان . و منقولست كه روزى احنف از راهى به خانه خود ميرفت مردى

--> ( 1 ) . احنف بن قيس بن معاوية ابن حصين التميمى از بزرگان بصره و سادات تابعين است و در حلم به او مثل ميزنند ، درك كرده زمان رسول خدا « ص » را و ليكن خدمت آن جناب شرفياب نشد و در جنگ صفين با حضرت امير المؤمنين « ع » بود و در جنگ جمل حاضر نشد ، و يكى از آن چهار نفر است كه مو بر صورتشان نروئيده بود ، و احنف لقب اوست و كنيه‌اش ابو بحر و نامش ضحاك يا صخر است . ( 2 ) . اين قضيه همانندش در مكارم اخلاق حضرت امام زين العابدين « ع » مذكور است كه نسبت به آن جناب ميدهند ، و اللَّه يعلم بالتعدد و الاتحاد . ( 3 ) . منقر : بكسر ميم و سكون نون و فتح قاف ، يكى از طوايف بنو تميم است .